از مطالعه تاریخ و سرگذشت جهل انسان رنج میبریم، از ترس زنها و بچه ها در شبها وروزهای محاصره قلعه ها و از کشتارها و غارت دهکده ها.
از شکست آرمانخواهیها و انقلابها که خوبی و پاکی در آنها دوامی همچون دوام هوسی زودگذر داشته است .
از تغییر انسانها پس از کسب قدرت که در پی مبارزه ای سخت و پر از ایثار و شادابی بدست می آید ولی با فشارها و زد وبندها، شیرینی دوران مبارزه به تلخی میگراید.
از آلودگی انسانهائی که روزی، پاک و مبارز بودند ولی امروز بوی کهنگی و آلودگی گرفته اند و درپی زر و تزویرند.
باید سنتها و فرهنگها ی قومی و ملی را پالایش کرد که در آنها مار وعقرب مشاهده میشود تا اینها تغییر نیابند بلوغ ملی ارتقا نمی یابد و قدرت نیز در خدمت تعالی و عدالت، قرار نمیگیرد.
همه شعار خوب میدهند چون بی هزینه است و دور آدم مبارز را هم هاله ای از قداست! فرا می گیرد اما با کسب قدرت، فشارهای انحصار و تمامیت خواهان آغاز میشود ، با هر ایدئولوژی و اعتقادی و اینجاست که منافع گروهی و شخصی ریشه دوانده و قدرت در مسیر آنها میرود.
تغییر در فرهنگ کسب قدرت، تغییر در بلوغ ملی را میطلبد و تغییر در بلوغ ملی، تغییر در فرهنگ قومی و حتی مذهبی ممزوج شده با فرهنگ منفی قومی و ملی را.
عارف عامل "اسماعیل دولابی" میگفت " از مومن خنکی و طراوت باید استشمام شود " آیا میشود کسی خود را مومن و مذهبی بداند و لی خصلتهای شیطانی مانند " بدخواهی، تعصب، تنفر و خود بینی " که نشانه بیماری وسواس هستند، بروز یابد؟ بهر حال اعمال آدمها که قابل کنترل نیست و رفتار آنها بر اساس فهم و درک، خرده فرهنگ و شخصیتشان، از قسمت منفی بردار رفتار شروع میشود تا قسمت مثبت آن، آنهم نه دائمی زیرا آدمها تغییر میکنند و جوانها هم نباید با دیدن بدی در مدعیان دروغین مذهب، از خوبی بیزار شوند، زیرا خودشان آسیب میبینند.
جهانی است پیچ در پیچ ادغام هستی و هیچ
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: رنج تاریخی, جهل انسان, زیاده خواهی, آرمانخواهی
