خیلی ها که در شهرها زندگی می‌کنند، انتظار پرواز نمی کشند، اما کسانی نیز در سالن انتظار منتظر پرواز اند، در سالن انتظار میمانند تا زمان پروازشان فرا برسد و پس از تشریفات و گیت بازرسی، با پرواز عازم مقصدشان گردند❗️...

حس بعضی ها در این دنیا، زندگی در سالن انتظار است❗️...
وقتی کسی منتظر پرواز است، علیرغم زندگی عادی و فعالیت و حیات، باز هم منتظر پرواز است❗️...
 زندگی عادی را کنار نمی‌گذارد و در گوشه انتظار، عمرش را به هدر نمیدهد، بلکه از زندگی لذت هم میبرد، اما پرواز را نیز بخاطر دارد و لحظه به لحظه، آماده آن است❗️...
انگار اینجا مانده است، تا امری و درکی را به سرانجام برساند و علت انتظار همان است❗️...
اگر در مقصد، معشوقی نیز داشته باشد، بجز او در این جهان نمی بیند، مثل مجنون که در شکار آهوئی، او را بحال خود رها کرد، چون که گفت، در او چیزی به لیلی میماند❗️...
 فکرش همیشه آنجاست و اینجا را مثل همان سالن موقت انتظار میبیند، که باید برود تا نزدیکتر شود و برسد❗️...
چه زیبا گفت سهراب سپهری🌹🌱

در دل من چيزي است
مثل يك بيشه نور 
مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم
که دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت
 بروم تا سر كوه
دورها آوايي است
كه مرا مي خواند

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دنیا, آملدگی مرگ
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM