🌱 یک نوزاد گربه بسیار کوچک و ملوس، چند روزی است که میهمان خانه مااست، در کوچه ای تنگ و تاریک و در محل خروجی یک پارکینگ عمومی آواره بود و با جستجوئی دیدیم که اثری هم از مادرش نیست.
✔️ در این مواقع، غالبا رها میکنیم و میرویم، اما دامپزشکی که پیشش بردیم، گفت که این تا فردا زنده نمی ماند!
🔘 از حالات علی صفائی که در کتابهایش از اختصار ع.ص استفاده میکرد، شنیده بودم که نگاهی کنجکاوانه به حیوانها داشت و به تماشا، کنجکاوی و کشف می نشست.
✔️ البته متاسفانه زیاد با ایشان و کتابهایش آشنائی ندارم، اما از علاقمندان معرفت و عرفان توصیف میگردید.
✅ اگر بزرگترین دانشمندان و فن آوران جهان نیز جمع شوند، موجودی مانند این نوزاد گربه، با تحرک و بازیگوش، بانمک، با احساس و زنده را نمیتوانند خلق کنند.
✔️ در ارتباط با حیوانات، خوب است که اهل نظافت و بهداشت معمول بود و حتی با انسانها! اما اهل وسواس و اجتناب نباید شد، زیرا نوعی خودخواهی است و شاید هم ترس مرضی و آکبند ماندن در دوری از شناخت، معرفت و محبت به موجودات‌ و همراهان ما در حیات دنیا.
✅ اولین سفر از اسفار اربعه معرفت، سفر در خلق است، یعنی قبل از شناخت حق، باید ابتدا مخلوقات و آثار صنع را شناخت و پله به پله بالا رفت.
🔘 از معرفت گیاه، حیوان، تا انسان و سپس اگر راه بدهد، غیب و ملکوت و ...
✅ شنیده ایم که موجودات تسبیح میگویند، منظور قطعا این ذکرهای جلی و خفی ممدوح برای انسان نیست، بلکه لذت و شکر وجود و بودن است.
✅ همینکه وجود داشتن را حس کنی و لذت ببری، حتی از رنجی که کوره تجربت و معرفتت است، ناخودآگاه و خودآگاه شاکری و قدردان ناخودآگاه این کارگاه بزرگ و بسیار متنوع و متکثر هستی.
✅✅ شُرور را مدح و پیروی نباید نمود، اما میدانیم که در تجربت و معرفت، وجود آنها نیز ضروری و حیاتی است و تا نباشند متوجه خیر نمیشویم و دنیا، بشر و خودآگاهی و اختیار نیز بدون وجود آنها محقق نمیگردد.
🌹 کارگاه هستی برای عاشق و عارف، مثل خانه معشوق است و هر موجود زنده و غیرزنده در آن، نشانی از معشوق و مستحق احترام و تقدیس.
🌿 همه موجودات این دنیا شاهکارند، زیبایند و موجب حیرت و تحسین اند.
🌱 همانگونه که نگاه عاشق به جهان مشابه دیگران نیست، نگاه عارف عاشق نیز مثل دیگران نیست و با نور عشق درون مینگرد.
✅ از آن جهت گفته اند که عرفان زیبایی شناسی و زیبا دیدن جهان است، که نگاه عاشقی، زیبابینی و شیفتگی است.

🌱 سعدی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

🌿 حافظ
با مدّعی مگوئید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

🌴 مولانا
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من ، بر من و باقی همه اوست

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: آفرینش, تسبیح, عرفان, شهود
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM