لک لک مهاجر است و سیاح و دو بالش، میلیونها دلار ارزش دارند...
قیمت یک هواپیمای اختصاصی مجهز و دور پرواز، خلبانی مجرب با حقوقی چند میلیون تومانی و حقوق خدمه پرواز و همه اینها با محاسبه خدمات فرودگاهی و برج مراقبت چقدر میشود؟ حالا فکر کنید مانند یک لک لک میخواهید ۱۵ هزار کیلومتر را از قاره ای به قاره دیگر پرواز کنید، هزینه بنزین، استهلاک، غذا و سایرخدمات را هم اضافه کنید تا شاید قیمت بالهای لک لک، بدست آید...
اگر انسان بخواهد مانند لک لک زندگی کند و تمام دنیا را ببیند و بگردد، در طول عمر ۳۵ ساله لک لک، عددی میلیاردی، هزینه در برخواهد داشت.
لک لک با دو بالش، جهانگردی رایگان است، غذایش و هتلش در بهترین و خوش منظره ترین نقاط دنیا و فرودگاهش یک متر زمین یا آب و همگی اینها برای خودش، همسرش و فرزندانش، رایگان، رایگان است، تازه کارش و شغلش نیز، گشتن و زندگی جهانگردانه است...
آقا لک لک در طول عمرش فقط یک همسر بر می گزیند، مگر آنکه، آن را از دست بدهد و بسیار هم، خانواده دوست است.
"رودان" نام لک لکی است، که همسرش، بدلیل زخمی و معلول شدن، چند سالی است که در کرواسی مانده است و لک لک نر، هر ساله ۱۳۰۰۰کیلومتر از آفریقای جنوبی به کرواسی می آید تا به همسرش بپیوندد و وقتی که بچه دار شدند، به همراه فرزندانش، هزاران کیلومتر را کوچ می کند و سال بعد دوباره باز میگردد...
حیوانات را جدی بگیریم ... و آنها را ببینیم... آنها قسمتی از مراتب خلقت و تکوین انسان و مرحله ای از خودشناسی ما هستند...
از نظر سلسله مراتب سیستمی، انسان بالاتر از حیوان است!؟ ولی میتواند پائین تر را هم برگزیند! ...
حیوان، موجود معصومی است و پلیدی ندارد، ما چه؟...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: لک لک, مهاجر, پرنده مهاجر
