✅ کتب عرفانی را اهل عرفان نظری نیز مینویسند و فصوص الحکم هم درس میدهند، اما در زمره فیلسوفان اند و اهل کلام و آن حال و تجربیات عرفانی را نمی آزمایند، حقیقت را وصف میکنند مثل فیلسوفان، اما اهل شهود و علم حضوری نیستند.
⭕️ اما وجود عارفان نظری و تحلیل عقلانی عرفان و سواد علمی، فلسفی و منقول آنها، موجب بررسی تئوریک و استدلالی عرفان و شرح و بسط تجربیات و حالات آن است.
◀️ عالمانی داریم که عارف نیستند، اما عوام و یا حتی افرادی با قصد خاص، آنها را عارف مینامند که قطعا بیانی خلاف واقع است.
⏪ به بعضی اساتید اخلاق هم اشتباها عارف میگویند، به بعضی فلاسفه و اهل کلام نیز به خطا عارف میگویند، به اساتید و دست اندرکاران علوم غریبه، پیشگویان و یا اهل زهد و صوفیان نیز به اشتباه عارف میگویند.
✅ اینکه کسی عارف نباشد عیب نیست و عارف بودن نیز موجب امتیاز، شهرت و تفاخر عارفان نیست، اما حوزه عرفان عملی با اینها که گفته شد متفاوت است، مثل آن است که کسی درس عشق بدهد، اما عشق واقعی را نیازموده باشد و نتوان گفت که عاشق است!
◀️ به کسی که هنرمند است، نقاش است، شاعر است، طبیعت گرد و عاشق طبیعت است و حتی مدعی عشق سوزان به خدا، اگر که منازل عرفان عملی را طی ننموده باشد عارف نمیگویند.
⏪ عارف عملی دو زمینه و دو روحیه دارد، در عامل زمینه ای و نحوه جذب، یا سالک مجذوب است که خودش خواسته تا با زحمت و ممارست جذب گردد؛ و یا مجذوب سالک است که، با تلنگر و ابتلائات جذب میشود و سپس حتی بدون استاد نیز منازل سلوک را طی مینماید.
◀️ از نظر روحیه و طبع نیز دو نوع عارف داریم، خراباتی و مناجاتی که وصفش معروف و آشناست.
✅ مقام و منزل ولایت در عرفان یا مقام وصل و قرب که علم حضوری است، به معنی زعامت، برتری بر خلق، تحکم و لیاقت حکومت بر خلق نیست، بلکه بمعنای مقام وصل و قرب است و اتصال به فضای علم حضوری که سطوح مختلفی دارد و هیچکدام نیز مطلق و کامل نیستند.
✅ عارفانی بی مثال مانند مولانا، سید علی قاضی، علامه طباطبایی و ... مقام هدایت دارند اما مقام زعامت و حکومت ندارند، یعنی هدایت، نبوت و امامت متکی بر حکومت نیست.
◀️ همیشه به اهل غلو و کسانی که روحیه شیفتگی و تعجب دارند عرض کرده ام که، عرفان برای خود عارف مثل عشق برای عاشق است، کدام عاشقی می آید و بدلیل عاشق شدن معرکه میگیرد و فخر میفروشد؟، اصلا عاشق حواسش به توجه دیگران نیست، محو در معشوق است و اگر سخنی میگوید و شعری، تجلی عشق و طبیعت سفر از حق به خلق است.
⏪ و باز هم عرض کرده ام که، برای عارف، بهشت، عاقبت بخیری و حتی مقام اخروی هدف نیست، همانگونه که هیچ عاشق حقیقی، معشوق را رها نمیکند تا به تماشای باغ برود، یا سودای شهرت داشته باشد، زیرا باغ و بهشت عاشق، معشوق است و درک این نکته در زمینه عرفان بسیار مهم است.
✅ (لا یَنالُ عَهدی الظالمین) شرط عرفان است، یعنی نباید ظالم و ستمگر باشد، حتی با توجیهات فقهی و کلامی اهل ظاهر و فریب کاران.🌱
علی ضروری زنوز
برچسبها:
عرفان,
عرفان عملی,
عرفان نظری,
عارف
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|