قبل از ورود به بحث اصلی، لازم میدانم با توجه به نقدی که از دیدگاه اهل سنت خواهم داشت، گوشزد کنم، که داشتن یک عقیده خاص و نقد سایر عقاید، نه تنها مغایرتی با تکثر گرائی ندارد بلکه اثبات علت وجودی آن است، تا عقائد مختلف نباشند، سخن از تکثر، بیجاست، تکثرگرائی به مفهوم بی عقیده بودن، سکوت و خنثی بودن نیست، بلکه پذیرش تعدد و تکثر عقائد، در انسانها است. پس میتوانیم یک مسلمان، یا مسیحی معتقد باشیم، نظرمان را طرح کنیم، عقائد رقیب را نقد کنیم و در عین حال، تکثر گرا نیز باشیم یعنی به دنبال حاکم کردن عقیده مان نباشیم و اهل تبلیغ باشیم، نه اجبار و تمامیت خواهی!
و حال مطلب اصلی:
ما مقصریم که دفاع امامت از جایگاه ارزشی مرجعیت دینی را به اشتباه در مسیری که حاکمان و خلفای اهل سنت القاء کرده بودند یعنی در پی قدرت بودن، تعبیر نمودیم!
ما مقصریم، که با کوته اندیشی، دغدغه ها و اعتراضهای علی ع و فاطمه پاک س، را نسبت به غصب جایگاه امامت و مرجعیت دینی و انحراف در ارزشها و حقیقتها، با تفکر ساختاری و قدرت گرائی، اشتباه گرفتیم !؟
ما مقصریم که، انتصاب امام و مرجع دینی توسط پیامبر ص را در غدیر خم، انتصاب حاکم و خلیفه برداشت نمودیم و شیعه را در اذهان سایرین، متهم به اعتقاد به حکومت انتصابی و وراثتی نمودیم !؟ تا اهل سنت را انتخابگراتر ! بدانند و شیعه و پیامبرص را انتصاب گرا! و قدرت مدار! باید از پیامبرص ، فاطمه پاک س و امامان مظلوم و شهید، به دست ظلم و انحراف از دین، عذرخواهی کنیم و نیز از خداوند ...
ما مقصریم که، حدیث منزلت ۱ را فراموش کردیم!؟ ، تفاوت ارزش مداری نهضت شیعه را در مقابل قدرت مداری حاکمان و خلفا، نفهمیدیم!؟ سیره امامان را که پیشوائی و مرجعیت دینی بود، ندیدیم و اعتراض ایشان به غصب جایگاه امامت توسط حکومت را، به اشتباه، اعتراض به غصب حکومت! تفسیر نمودیم.
مقصر بودیم که نفهمیدیم که قله آمال پیامبران و پیشوایان دینی، قدرت نیست! ارزشها است و ایثار به پای ارزشها و نه برای قدرت و حکومتی که از مظاهر دنیا طلبی است!
نفهمیدیم که، تعبیر نمودن جایگاه حکومت به کمتر از عطسه بزی! ۲ تعارف نیست، بلکه حقیقتی جوشیده از عمق جان انسانهای ارزش مدار است و اینکه جنس فیلسوفان و نخبه های جوامع، قدرت طلب نیست و برای بدست آوردن قدرت، به پیشواز مرگ نمیروند!؟ بلکه برای مبارزه با ظلم و فساد، جان نثار میکنند. وقتی که دین با قدرت ترکیب میشود، قدرت در خدمت دین قرار نمیگیرد، بلکه دین در خدمت قدرت قرار میگیرد، قدرت، دین را از خانه ها بیرون میکشد و به انحصار خود در می آورد.
نفهمیدیم که پیامبر ص، پیشوا و مرجع دینش را منتصب کرد، که حقش را داشت و آنچه از دیدگاه امامان شیعه غصب شد، حق امامت علی ع توسط حکومت بود، یعنی دخالت و جایگزینی قدرت بجای ارزشها و همین مسئله بود که به انحراف دین پیامبر ص، منجر شد!؟
نفهمیدیم که بسیاری از احکام حکومتی، در زمان خلفا ابداع! شد و ما نیز مانند آنها اندیشیدیم که دین را توسط قدرت، باید حاکم کرد! انحرافی که ائمه نیز به مبارزه با آن برخاستند و توسط آن کشته شدند!
نفهمیدیم که قدرت را بر علی ع، اجبار و تکلیف کردند و جامعه به انحراف رفته از ارزشها و دور شده از شان و جایگاه امامت، با او سه جنگ بزرگ را رقم زد، سه لایه از انحراف از دین، مال اندوزان (قاسطین)، قدرت طلبان (ناکثین) و متحجرین خودپرست (خوارج) و علی ع تنها شد و در نهایت شهادتی که طلبش میکرد.۳
نفهمیدیم که، حسین ع، با کاروانی از زنان و کودکان و با پنجاه سال تجربه مشاهده کارکرد حکومتها ! بدنبال بازپس گیری قدرت و حکومت ارثی! نبود، بلکه اتفاقا" با حاکمی بیعت نمیکرد که حکومت را از پدرش معاویه، به ارث! برده بود!
چرا نشنیدیم که حسین ع فرمود، برای احیای دین جدش قیام کرده است و درد او ارزشها و پیشوائی دینی است، نه ساختارگرائی و بدست گرفتن قدرتی که ناکارآمدی آن برای استقرار دین را، در حکومت تکلیفی به پدرش علی ع، مشاهده کرده بود. زیرا دین، امام و پیشوا میخواهد نه حاکم!!!
چرا نفهمیدیم که مابقی ائمه شیعه نیز، پیشوائی دینی را دنبال نمودند و در راه مبارزه با حکومتهائی بنام دین، همگی با زهر و زندان حاکمان، به شهادت رسیدند!
باید بدانیم که نقش امامت دینی در جنبه سیاسی، مبارزه با ظلم است که مستمر است و این تاکید توسط امام حسین ع ۴ نیز تصریح گردیده، که "زندگی، عقیده و مبارزه است". نقش امامت و امت در سیاست، مبارزه مستمر با ظلم است.
امامت شیعه بدلیل ظلم حاکمان و دخالت آنها در امر دین، سختی بسیاری را تحمل کرده و شهادت را نیز درک نموده است و امامت با مشخصه مرجعیت دینی را محقق و بالفعل نموده است، یعنی از آنجهت که قدرت در اختیار امامت نبود، امامت تعطیل نشد و بیکار ننشستند، زیرا نقش اصلی امامت، هدایت دینی و مبارزه با ظلم بود که تا پای جان به انجام رسید و الگوی دینداری، آزادگی و مبارزه برای نهضت شیعه گردید.
الگوی سیاسی امامت، قدرت طلبی نبود بلکه مبارزه سیاسی بود که حیاتبخش و تازه کننده دین و زندگی بود، قدرت طلبی میتواند دخمه و منجلابی باشد که برای حاکمان اکثر زمانها، همینگونه بوده است.
اگر ما به خطا، اِعمال امامت امامان شیعه را بدلیل نداشتن قدرت و حکومت، ناقص و نا فرجام بپنداریم! در اصل، کارکرد امامت دینی را نفهمیده ایم و ارزش و نقش تاریخی آنهمه تلاش و پذیرش شهادت را نیز درک نکرده ایم.
اگر قرار بود امامت به شرط کسب حکومت محقق شود، قطعا" مانند رسالت پیامبران، از سوی خداوند بصورت بالفعل در زمین محقق میشد.
البته خوب است که صالحین حاکم باشند و عدالت اجرا شود، اما حکومت یک سیستم است و حفظ سلامت کلیت یک سیستم در طول زمان و در گستره جامعه، معمولا" حتی در حکومت موقت حاکم صالح، ثبات و تضمینی نداشته و دینداری و ارزش مداری دچار آسیب شدید گردیده است و این واقعیت تاریخی، عبرتی بزرگ و موجب تلخکامی و حتی شهادت امامان و دین مداران حقیقی بوده است.
ما انسانها رقابت و قدرت را دوست داریم و بدنبال شکل و ساختاریم، لذا تمام پیروان فرقه ها و مذاهب به دنبال قدرت اند و برای آن دلائل اعتقادی نیز میسازند، ولی عملا" موجب ظلم و فساد بیشتر گردیده اند. زیرا فقط قدرت و مکانیزم حفظ آن را نمایش داده اند، نه دینداری، ارزش مداری و معنویت را!.
سازماندهی سیاسی دینی، متکی بر دو رکن "امامت و امت" است، یعنی هدایت دینی و مبارزه با ظلم با پیشوائی امام برای پیروان همان دین و مذهب، ولی رابطه "دولت و ملت"، مربوط به اداره عمومی یک جامعه با پیروان مذاهب و آراء مختلف موجود در آن جامعه است.
ما مقصریم که با قرائتی مشابه اهل تسنن، یعنی قدرت مداری! شیعه را هم سنی، تفسیر نمودیم و ماهیتا" سنی شدیم!؟ ما ارزش مداری و پیشوائی امامان را که علت وجودی شیعه بود، با برداشتی قدرت مدارانه، به راهی کشاندیم، که امامت در 1400سال پیش، از آن ضربه خورده بود!!؟؟
فکر کردیم، داریم به امامان خدمت میکنیم، اما شبیه خیانت شد! زیرا آنها را مظلوم تر نمودیم و عملکرد سوء ما را، به حساب شیعه و امامان گذاشتند، ما شیعه را تضعیف نمودیم...
امامان بزرگوار! ببخشید، که ما نیز، سنّی شدیم !!؟؟
مطمئنم در آنسوی مه، ۱۴ قدیس سبزپوش و خنده روی، به پیشواز عبور کنندگان از کویر می آیند !...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
۱- پیامبر ص فرمودند: منزلت علی نزد من،به مثابه منزلت هارون نزد موسی است.
۲- تعبیر امام علی ع از حکومت، در نهج البلاغه
۳- فزت برب الکعبه - امام علی ع
۴- ان الحیوه عقیده و جهاد - امام حسین ع
برچسبها: امامت, قدرت مداری, ارزش مداری, خلافت

امروز با علی آقا (م. ز) تلفنی صحبتی داشتم، دوست دوره دانشجوئی و اهل بندر عباس و همین امر، بهانه ای شد تا خاطراتی زنده شود و برای تجلیل از دوستان آن دوره و ماندنی شدنش، بعنوان یکی از خاطراتم، بنویسم.
درود و سلام گرم دوستدارت را بپذیر

بعضی ذکر را، تکرار طوطی وار کلمات، تلقی میکنند و در حد تکان دادن دهان! و شاید نوعی عمل وسواس گونه! و بی نتیجه و عبث!

