میگویند خداوند

عاشق بنده وارسته است

وارستگی یعنی رهائی،

زیبا شدن برای خدا ! 

رها شدن از من، 

نیست شدن از خود

پر شدن از دوست،

هست شدن از خدا ! 

فارغ از سودای بهشت

و عاقبت اندیشی و دعا

ورود به بهشتی ترین بهشت، 

بهشت لقاء،

در همین دنیا

زندگی در حال

و مرگ در حال

عشق در حال

و وصل در حال

  <سروده ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: وارسته, فانی, واصل
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

   یکی از اختلافی ترین مباحث تاریخی در عرفان و تصوف، موضوع انفکاک و یا پیوستگی عرفان با مذهب میباشد.

    در بعضی از مذاهب اسلامی خصوصا" در اهل سنت که عمل گرا و شریعت گرا تلقی میشوند، مبحث معرفت، عرفان و حتی فلسفه، با  شدت و ضعفهائی در سطح آنها، مطرود و مردود شمرده شده و بدعت تلقی میشوند.

    تشیع، بیشترین پیوستگی را با عرفان دارد و علت آن، روش، تفکر و سخنان و نوشته های پیشوای اول شیعیان یعنی امام علی ع بوده است.

  عده ای عرفان را مرتبه ای از مذهب می پندارند و عده ای نیز آن را فراتر از مذهب و طریقی خاص و فرامذهبی تلقی مینمایند.

  برخی نیز با توجه به حصول تعمق و یقین شهودی در عرفان، لزوم و جایگاه مذهب را نفی میکنند و برای عرفان یا تصوف به عنوان طریقه ای جایگزین، اصالت قائلند.

  کدام تفکر، صحیح تر و منطقی تر بنظر میرسد؟ ...

(مابقی در ادامه مطلب) 

 <نوشته ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: مذهب و عرفان, عرفان بدون مذهب
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
زمانی تحیر

از هستی، بقا و خلقت

و زمانی 

از نیستی، فنا و حرقت

تحیر هستی،

لذت فهمیدن

و تحیر نیستی،

بهت نفهمیدن

و سوختن! 

امحاء من و دعا

فناء قطره

در یَم لقاء

و آنک

ظهور اناالحق   

از هستی ...

از ... خدا ...

 <سروده ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: تحیر, بهت, فنا
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

یقین یا تعصب

  مشکل بزرگی که در بین مذاهب و یا مذهبیون متعصب مانند سلفیون و وهابیون و ... وجود دارد این است که آنها تعصب را با یقین اشتباه گرفته اند!

 تعصب، نوعی باور تقلیدی و یا تلقینی است که با عوام زدگی تقویت شده است و عمق شناختی ندارد.

   یقین، در نتیجه شناخت عمیق و شهود عینی حاصل میگردد.

   تعصب، با نفرت از سایرین و گمراه و کافر پنداشتن آنها توام است و نقشی مخرب و پلید در سطح جامعه و جهان دارد.

  اما یقین، با عشق به مخلوقات و در درجه اعلای آن به خالق توام است، گمراهی و غفلت در سایرین درک میشود، اما نفرت که خصیصه ای شیطانی است، اجازه ورود ندارد و خیرخواهی و دلسوزی جایگزین آن شده است.

   تعصب، موجب بدبینی، دافعه و اشاعه نفرت در سایرین میگردد و بروز تلافی و جنگ و تفرقه.

  اما یقین، موجب احترام، جاذبه و محبت میشود، زیرا درک و مدارا حاکم است و مبارزه با ظلم نیز نفسانی و از سر تخلیه خشم و نفرت نیست.

  تعصب، با تحمیل حق پنداری خود، قشری نگری و تعصب جمعی توام است.

  اما یقین، با درک کثرت در واقعیت، وحدت حقیقت و درک فنا و نیستی توام است یعنی محو شدن خود. 

   تعصب، جمود و ظاهرگرائی است و موجب توقف و سکون

   اما یقین، پویائی، تعمق و ژرف نگری است و حرکت و شناوری در مسیر شناخت و کمال

 <نوشته ی علی ضروری زنوز>

برچسب‌ها: یقین, تعصب, سراب تعصب
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
                  نگاه

انگار سوار بر ابری است

و می رود در مسیر نسیمی

فقط برای نگاه

نگاه، به تکثر اعجاب برانگیز آدمها

به سیمای شیرین و فرح انگیز حیوانها

به فرشته ی سبز علفزاران

به قله ی سپید کوهساران

روان میان دو صفحه قرینه ی آبی

شناور میان آب و سپهر آفتابی

درون نماد و نور و جذبه و الهام

درون نشاط و شور و چرخش و پرواز

و رهیدن از تاریکیِ کوری پندار 

و رهائی از تنگنایِ گنگی گفتار

دیار شوق و نگاه و سیر و تفریح ۱

دیار عشق و سماع و وجد و تسبیح ۲ 

<سروده ی علی ضروری زنوز>


۱- تفریح: شادمانی، خوشی، تماشا و گشت و تفرج

۲- شناوری در مسیری معین و منظم، تنزیه و تقدیس خداوند 


برچسب‌ها: شعر, شعر نگاه, تماشا, پرواز
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
آگاهی

  سوال مهم این است که:
   چرا با وجود فراآگاهی که با معرفت عرفانی در زمینه شناخت حقیقت و با تجربه و یقین عینی و شهود حاصل میگردد، اما محدودیت شناختی عمومی بر کلیت پیکره انسانیت حاکم
است؟
  چرا این آگاهی ویژه مانند موتور شناختی دومی، خارج از روال عادی، فقط در مواردی خاص و حتی با تفاوت سطح عمل میکند و با آنکه توام با تجربه و شهود است، اما قابلیت تبدیل شدن به قانونی علمی را ندارد؟!
   آیا ماهیت خلقت و شناخت عمومی انسان، بر آگاهی بر محیط و زندگی مادی یعنی بر اصالت دنیا تمرکز دارد؟ و سقفی کوتاه لحاظ شده است؟

   شاید پاسخ نیز این است که:
   اگر حقیقت برای عموم واضح بود و به تعبیر عرفا و شعرای نامی، حجاب و مانع شناختی وجود نداشت، دیگر خلقت دنیای مادی، انسان و شناخت و خلاقیتی اینچنین، لزومی نمی یافت و قرار هم نبود که دوباره ملکوت و فرشته بازآفرینی شوند، اگر این مختصات در خلقت مادی لحاظ نمیشد، کنکاش، سوال و فرآیند خلاقیت و انتخابی نیز طی نمیگردید.
و مهمتر اینکه، دیگر انسان دل به این زندگی نمی داد و مانند پرنده ای زندانی، نان و بام راضی اش نمیکرد و بدنبال رها شدن بود، همان حالتی که در عارفان با تحمل و بردباری برگرفته از درک حکمت توام است.
   آری می باید زمینه دلمشغولی فراهم میبود تا کم بداند و بماند! و رسش شناختی سازماندهی شده در محیط این آموزشگاه جهت طی مسیر کمال مورد نظر، حاصل شود.
  در ضمن فرصت فعلی، پایان فرصت شناخت و کمال نیست و خوانی است از هفت خوان شناخت!...
... هرکسی در خوانی است و فقط تعدادی اندک در خوانهای فراتر ... شاید اینجا و شاید در جائی دیگر ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>

برچسب‌ها: فراآگاهی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

مطلبی را میخواستم بنویسم، فکر کردم از کجا شروع کنم، تا آنکه تابلوی کاملی در ذهنم جلوه کرد و آن ظهور شمس، در تقدیر مولانا بود❗️...

   مولوی، عالم و حکیمی است که شاهکارهای بزرگی همچون مثنوی را آفریده است و با وجود کلیات شمس و سایر آثارش، باز هم، مثنوی معنوی را، بزرگترین اثرش مینامند❗️...
  چه شد که مولانای عالم، ملا و استاد و فقیه، با مصاحبت با شمس، شیدا و مجنون گردید و به عشق و معرفت و سماع روی آورد و میان خیل شاگردان و مردمی که حرمتش مینهادند، احترام از دست داد و شوریده و مجنون نامیده شد⁉️...
    آدمها، منحنی مثبت یا منفی در زندگی دارند و عقائد و عاداتشان در طول عمرشان شکل میگیرد و معمولا تغییر و تحول ناگهانی بوجود نمی آید، شاید علتش این است که تغییر ناگهانی در عقیده، خصوصا در دوره بلوغ و ثبات عقیده، که مصادف با دوره میانسالی و پیری آدمی است، حکم گم شدن و سرگردانی را دارد و رعب آور است و از دید برخی نیز، بدعاقبتی❗️ به همین دلیل، برخی حتی در کجراهه و تعصب و خرافه، باقی میمانند، ولی جرات و خودآگاهی تغییر را نمی یابند❗️...
   عقائد و عادات، مانند پیله ای هستند که در طول عمر، به دور وجود انسان، تنیده میشوند و استعاره ها هم ظاهرا گویای همین نکته است که انسان در کفنی یا تابوتی، از این دنیا میرود و دوره پروانگی و تحول و تولد دوباره، مربوط به عالم فراتر از این دنیا است، حتی آتش زدن مردگان نیز، شاید تفسیری دیگر از تولد دوباره، همچون ققنوس باشد، سایر ادیان نیز، جسم و تعلقات دنیوی را، مانند پیله ای میدانند که روح، آن را رها میکند و تولد دوباره می یابد❗️...
    تقدیر مولانا، بیرون آمدن از پیله در همین دنیا و نه پس از مرگ و پروانگی در دیار خزندگی و لولیدن بود، تولدی زود رس در اثر شرر معرفتی بزرگ و بی تاب کننده❗️...
   با احتیاط از اهل سخن، میگویم که، "مولانا، بزرگتر از شمس است" زیرا، "عشق، بزرگتر از معشوق است"، معشوق، دربی است زیبا و بهانه، برای ورود به دنیای بزرگ عشق، معرفت و الهام❗️...
 عشق در حد اعلایش، عنوان "معرفت"، میگیرد، مولانا شناگر و راوی اقیانوس معرفت است و یا... سیمرغ، آسمان بیکران آن❗️...
   چه نسبتی است بین معرفت و موسیقی؟! که عارفی همچون مولانا از ضربهای چکش طلاکوبان، برداشتی هارمونیک دارد و با منحنی نمودار آن، حرکت میکند و یا به تعبیری، به سماع میپردازد⁉️...
    موسیقی نیز موجودیتی تجریدی دارد و انگار که اگر برای عشق، صدا قائل باشیم، صدای عشق، موسیقی است، زیرا عاشق در هارمونی و نظمی درونی است و موسیقی، موجی برای شوق و الهام است که عارف بر آن سوار میشود و به سماع کلام مجرد عشق و معرفت میپردازد❗️...   
   روزی از بازار مسگران در میدان بزرگ نقش جهان میگذشتم، در صدای نواخت ممتد چکش مسگران آن راسته، ناهماهنگی حس نکردم! زیرا آنها نیز شاید به تجربه و اشراق، آموخته بودند که به ترتیب و هارمونیک ضربه بزنند تا ریتم کار و ذوقشان باشد❗️...
 عارف، عاشق جهان است زیرا عالم را از... او، می بیند و جذبه ی حقیقتها و لطافتها، از آنسوی مادیت سخت و هیولائی، او را بسوی خود میکشند و از سر شوق و شیدائی، بی تاب گذر کردن است، گذر از پیله تنگ و تار دنیائی❗️...
شمس سه گروه را مخالف عاشقان مینامید، مقدس مآبان، طبعا خداناباوران و نهایتا پشمینه پوشان و صوفیان مدعی و جاه طلب❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: مولوی, شمس, مولانا و شمس, تحول درونی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

    

* شناخت سیستم و روش در سازمانهای بزرگ و کوچک

* مستند سازی، مهندسی مجدد، بهینه سازی و بهبود سیستمها و روشها

* توسعه سبک مدیریت و بلوغ سازمانی

* استقرار سیستم پیشنهادات

*سیستم اطلاعاتی مدیریت. MIS 

* تشریح کاربردی مفاهیم: 

راهبرد، برنامه ریزی، سازماندهی، روش و متد، شیوه و تکنیک، جانمائی، فرآیند، جریان کار، قانون، آئین نامه، دستورالعمل، بخشنامه و ...

  *** آموزش توجیهی (طی ۵ جلسه، هر جلسه 90 دقیقه)

  *** ارائه مشاوره به مدیران عالی

(هدایت سازمان در جهت استقرار سیستمها، فرآیندگرائی و مدیریت مشارکتی)

   *** ارائه مشاوره به شرکتهای طراحی و بهبود سیستم

(نحوه کار در سازمانهای بزرگ و گسترده)

   *** ارائه کنفرانس و سخنرانی در همایشها و گردهمائیها

(گزینشی یا فشرده مطالب)   


      ۱۸ سال سابقه مدیریت در زمینه طراحی و  بهبود سیستمها و روشها 

    مدیر اسبق سیستمها و روشهای ستاد کل نیروهای مسلح

    مدیر کل اسبق بهبود روشها و توسعه مدیریت ناجا

     ... و دیگر سوابق مدیریتی مرتبط ...


در قسمت "پست الکترونیک" یا "نظر بدهید" پیام بگذارید. 



برچسب‌ها: طراحی و بهبود سیستمها و روشها, طراحی سیستم, آموزش مدیران, مشاوره به مدیران عالی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

   در مقاطعی، بیشترین واژه جستجو شده در وبلاگ، "تعریف سیستم"  بوده که به تعریفی که در مقاله "نظریه سیستمها، آشتی فلسفه و علم" درج شده، مراجعه میشده است، با توجه به اینکه ارائه تعریف یاد شده قطعا" کمکی به تفهیم مفهوم گسترده و میان رشته ای سیستم نمی نمود، وظیفه دیدم که برای پاسخ به این سطح از جستجو، مقاله کاربردی دیگری تدوین شود تا در کنار سایر مقالات موجود در اینترنت، مورد استفاده قرار گیرد.

ابتدا تعریفی از سیستم ارائه میشود و سپس آن را تشریح نموده و به واژه هائی مانند روش، شیوه، فن آوری، سیستم اطلاعاتی و ... خواهم پرداخت.

"کلیت و مجموعه ای از اجزاء مرتبط به هم، که دارای ارتباط متقابل بوده و با مشارکت یکدیگر، هدف مشترکی را تعقیب و محقق مینمایند."

  تعریف سیستم شامل چند کلید واژه اساسی است:

1- اینکه سیستم "مجموعه ای از اجزاء است" و به یک فعالیت یا یک جزء، سیستم نمیگویند، مگر آنکه در یک سیستم اصلی، زیر سیستمی باشد، مانند سیستم فرعی سوخت رسانی و کاربراتور در سیستم اصلی خودرو، اما به سوزن کاربراتور، دیگر سیستم نمیگویند.

2- "مرتبط به هم بودن اجزاء"، خصیصه دیگر سیستم است، مثلا" نمیشود یک قطعه تخصصی از اجزاء کاربراتور را درون جعبه دنده جا داد، زیرا "ربطی" به یکدیگر ندارند. شناخت اجزاء مرتبط در یک سیستم، گامی اساسی در شناخت و افراز یک سیستم است.

3- "دارای ارتباط متقابل" بودن، خصیصه دیگر سیستم است، مثلا" شما یک کاربراتور باز شده و دمونتاژ را که واجد دو خصیصه اول نیز میباشد، نمیتوانید یک سیستم بدانید زیرا بدلیل جدا بودن اجزاء، ارتباط متقابل و تعاملی بین شان وجود ندارد، لذا باید این قطعات مونتاژ شوند و تبدیل به یک دستگاه و بسته گردند، تا سومین مشخصه سیستم حاصل شود، ولی هنوز هم مفهوم سیستم محقق نمیشود تا خصیصه چهارم تحقق یابد.

   طراحی روشها و تعریف ارتباط متقابل بین اجزا، در جهت رفع پیچیدگی و سر در گمی در تعامل اعضا و در کارکرد کلی سیستم است.

4- چهارمین ویژگی آن است که "هدف مشترکی را محقق کنند" یعنی این کاربراتور، هدف وجودی اش را به انجام برساند، در خودرو نصب شود و هماهنگ با سیستمهای دیگر به عنوان یک "زیر سیستم" ماموریت سوخت رسانی را به انجام رساند و نهایتا" خودرو حرکت کند و اینجا است که مفهوم کلیت یک سیستم نیز، معنا می یابد.

   این چهار مشخصه برای تمامی سیستمهای طبیعی، صنعتی، الکترونیکی و اجتماعی ضرورت دارند.

    مفهوم روش و شیوه:

   بطور کلی روش را "تشریح جزئیات سیستم" عنوان میکنند، سازماندهی و طراحی منطقی ارتباطات متقابل بین اجزاء یک سیستم، مستلزم قانون مندی و روش مندی است.

  روش مندی پنج مرحله توام و اساسی دارد:

1- تدوین و تعیین ضوابط و مقررات که قوانین و آئین نامه ها، این نقش را بر عهده دارند.

2- تشریح مراحل و نحوه انجام کار که دستورالعملها، این امر را محقق مینمایند.

  تفاوت قانون و آئین نامه با دستورالعمل این است که مثلا" برای یک موضوع مرخصی، تعیین انواع مرخصی ها و ضوابط و میزان استفاده از آن، توسط قوانین استخدامی و آئین نامه ها صورت میگیرد و طی شدن مراحل درخواست، تصویب و سیر اداری، فرمها و کارتکس یا ورود به نرم افزار پرسنلی و بایگانی و ... تابع دستورالعمل نحوه و مراحل انجام کار است.

3- شیوه، ابزار و فن آوری: نرم افزار، ابزار، فرمها، دفاتر، تجهیزات، لوازم اداری و تخصصی و تجهیزات رایانه که برای انجام کار مورد استفاده قرار میگیرند، در حوزه شیوه، ابزار و فن آوری قرار میگیرند.

  البته نرم افزار، میتواند حاصل فیزیکی شدن طرح منطقی باشد، یعنی روش انجام کار و ضوابط، مراحل و ابزاری مانند فرمها، در آن لحاظ شوند، ولی قطعا" کل محدوده روشها و شیوه ها را پوشش نمی دهد.

4- جانمائی و طراحی جا و مکان: طراحی جا و مکان و تجهیزات متناسب با نحوه و فرآیند انجام کار و عواملی مانند چینش، لحاظ فضاهای باز یا خصوصی، دکوراسیون و رنگ و ... همگی جزئی از روش انجام کار هستند.

5- سازماندهی، تقسیم کار و تفویض اختیار: در سازمانها، واحد تشکیلات و سازماندهی را از واحد بهبود روشها، جدا میکنند ولی در مرحله طراحی منطقی هر سیستمی، قطعا" سازماندهی ساختار، جداول و شرح وظائف باید برگرفته از طراحی و روند فرایند انجام کار باشد، ولی طبیعی است که یک شغل، بدلیل داشتن شرح شغل و وظائف مختلف، اجرای قسمت یا فعالیتی از چند سیستم را بر عهده دارد، مثلا" کارمند کارگزینی، وظائف مختلفی از جمله معرفی نیروها، تشکیل پرونده، تغییرات حقوقی، ثبت مرخصی و ... را بر عهده دارد که هر کدام از آنها، انجام مرحله ای از زیر سیستمهای سیستم کارگزینی میباشند و در سازماندهی (تقسیم کار و تفویض اختیار) بر اساس کوچک یا بزرگ بودن حجم هر سازمان، اجرای سیستمها در شرح وظائف قسمتها و در شرح شغل مشاغل لحاظ میشوند.

   سیستم اطلاعاتی

  با توجه به اهمیت پردازش و ذخیره اطلاعات و محدودیت انجام آن توسط عوامل انسانی و همچنین حرکت موازی و قرینگی سیستم اطلاعاتی با سیستم عملیاتی، سیستمهای اطلاعاتی نقش اساسی را برای کاربران عملیاتی، کاربران اطلاعاتی و مدیران ایفا مینمایند.

   سیستم اطلاعاتی، همزمان با طراحی مرحله عملیاتی و فن آوری و تکنولوژی روشهای انجام کار، طراحی میگردد و رایانه مهمترین بستر انجام این کار از جهت پردازش و دخیره سازی است، با توجه به طراحی سیستمهای پشتیبانی تصمیم گیری  DSS که فراتر از سیستمهای اطلاعاتی مدیریت قرار دارند و سیستمهای خبره، نقش رایانه و فن آوری اطلاعات بسیار فراتر از نقش پردازشی و ذخیره سازی آن، توسعه یافته است.

  سیستم اطلاعاتی مدیریت MIS ، برآمده از طراحی تمامی سیستمهای اطلاعاتی تخصصی است و سیستمی جامع و فراگیر میباشد که در سطوح مختلف کاربران تخصصی، مدیران اجرائی، میانی و عالی طراحی و سازماندهی شده است. بانکهای اطلاعاتی در حوزه های مختلف تخصصی نیز، در سیستم اطلاعاتی لحاظ میشوند.

  استفاده از سیستمهای اطلاعاتی با ایجاد شبکه و تعریف سطوح مختلف دسترسی به انجام میرسد.

  مکانیزه کردن سیستمها، استفاده از فن آوری صنعتی، رایانه و الکترونیک، در جهت اجرای سیستمهای عملیاتی است.

                                                                                                                      <نوشته ی علی ضروری زنوز>  


برچسب‌ها: تعریف سیستم, سیستم, روش, شیوه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
  برآمده از نفس، "نفسانی"است و مرتبط شدن با روح، "روحانی" است.
قصد این نوشته، طرح مبحثی دینی نیست، بلکه اشاره به نکته ای مهم است.

   نفس یا حس خودیت و خویشتن، مانند دستورالعملها و سیستمهای عاملی است که در سیستمهای مصنوعی، سایبرنتیک و خودکنترل بودن آنها را عملی میکند. البته در سیستم طبیعی انسان، پیچیدگی عظیمی وجود دارد که ناشی از خصیصه اختیار و خودآگاهی است.
   نفس قسمتی از وجود ما است که با آن در این جهان "مقیم" هستیم و احساس هویت و وجود میکنیم.
با آنکه نفس، قسمتی از روح است، ولی روح فراتر از آن است و متکی بر موجودیت زمینی نیست، روح با شبکه اصلی حیات ارتباط دارد.
   در واقع کارکرد ادیان و روشن بینی عارفانه در نسخه اصلی و نابشان، تحقق این هدف است که با دستورالعملها و روشهائی، نفس سطح و زمین نگر را بسوی فضای شبکه ای و گسترده روح، هدایت کنند.
   حتی آنها که به دین و خداوند اعتقاد ندارند، خودشیفتگی را نقص و بیماری میدانند، زیرا با وجود میلیاردها نسخه از انسان های فعلی و گذشته، یکه و ممتاز دیدن خود! ذهن گرائی و بیماری است.
   پس همه قبول داریم که انسان باید از خوداندیشی دوره کودکی به مرور به دیگر اندیشی برسد، مکانیزم حیات نیز بر این اساس طراحی شده مثلا" عشق، پذیرش مسئولیت ازدواج، پدر و مادر شدن و اجتماعی شدن در مسیر کاهش خوداندیشی و نفسانیت طراحی شده اند.
   اوج این حالت که انسان خودش را قطره ای از دریا ببیند، فنا و محو شدن! نام دارد، فکر نکنیم که درکش برای عموم انسانها ممکن نیست! زیرا عشق مجازی در واقع نسخه نمایشی و مجازی از محوشدن خود و فنا است، اگر واقعا" عشقی ظهور یابد، عاشق تمام وجود خود را در معشوق می بیند و باغ و بهشتش جمال معشوق میشود و گردش و سیاحتش، شناوری در صفات و رفتار زیبای معشوق میگردد.
   عاشق، در خود می میرد و در معشوق متولد میشود.
حقیقت عرفان و معرفت! در همین نکته است، یعنی ظهور عشق که از مراتب پائین شروع میشود مانند عشق به طبیعت و موجودات تا ظهور عشقی پر رمز و راز و سیر در جمال و صفاتی حقیقی و ... !!!
   نگاه نفسانی یعنی در محدوده خود و خود اندیشی ماندن، حتی اگر عبادت و امور خیریه باشد، وقتی برای بهشت و ترس از جهنم باشد، خودیت در آن هست و از کمال، عشق و معرفت دور است.
   البته تسلیم و اجرای دستورات، مرحله مقدماتی و عمومی هر مسلکی است و پاداش خودش را نیز دارد، زیرا اکثر آدمها در سطح عمومی سیر میکنند.
... شاید به باغ برسند! ولی به معشوق نمیرسند!
  مقام روحانی! به معنی فارغ شدن از محاسبات نفسانی، مانند ارتباط با سایت اصلی و شبکه حیات است.
  شاید شنیده اید که در گذشته بعضی صوفیان، وقتی زیبائی و زیبا روئی را میدیدند، سجده میکردند، در واقع گویای این نکته است که هیچ موجودی خودش زیبائیش را نیافریده و مَجاز یا صورتی از زیبائی حقیقی است، ولی شرط مهم این است که اگر این سجده، آگاهانه باشد، روحانی و عارفانه نیست و باید ناخودآگاه باشد، مانند سماع مولانا که رقص ارادی نبود، بلکه حرکات و اذکار غیرارادی ناشی از شناوری و شهود درونی بود.

   ما بصورت قطره، موجودیت یافتیم تا درک خودیت و اراده سیر را داشته باشیم و در مسیر، برکه، رودخانه، دریا و اقیانوس شدن را درک کنیم تا از "خوداندیشی قطره بودن" فارغ و در نهایت اتصال به شبکه حیات را درک کنیم...  
  ولی ... دریا و اقیانوس نیز صورتند! و "اصل" آب است و ... سپس فراتر از آب!؟ ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>

 


برچسب‌ها: نفس, روح, نفسانی, روحانی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
از آغاز بشریت، تنفر حاکم بر زندگی انسانها بوده است، از زندگیهای ساده تا کاخها و دربار شاهان، فرآیند تنفر سیطره داشته است.
  نفرت در حوزه شخصی، جزئی از خصائص آدمی است اعم از شکست به ظاهر عشفی و نفرت برآمده از آن، نفرت از بعضی انسانها، حیوانات موذی و حتی گیاهان و اشیاء، که اینها توجیه شخصی دارند و آثارش هم مربوط به حوزه شخصی است.  
  اما نفرت گروهی و ترویج آن، از سلائق شخصی برنمی خیزد، بلکه با ایجاد تعصب و تلقین، ترویج و ظهور جمعی می یابد.
  نفرت عقیدتی و مذهبی، برآمده از تعصب و وسواس در عقیده و رقابت بر سر قدرت حق انگارانه قشری است که معضلی بزرگ و تاریخی برای بشریت می باشد.
  انسانها به این وضعیت عادت کرده اند و حتی با جدیت در این نزاعها و رقابتها فرو می غلتند و دچار ظلم، ستم و قساوت میشوند.
  تکفیر، تفسیق، انجام جنایت، عملیات انتحاری و کشتار جمعی، در نتیجه ترویج تنفر، حق انگاری و تحمیل عقیده، به حد انفجاری رسیده است.
  سریالها و فیلمها که برگرفته از تاریخ و یا معضلات زندگی خصوصی و اجتماعی ملل مختلف میباشند، سرشارند از روایت تنفر، توطئه، دسیسه و جنایت در سطوح مختلف انسانها، از سطح روستاها گرفته تا شهرها، کاخها و دولتها و عرصه سیاست بین الملل و مردم با آنها سرگرم و حتی تحریک میشوند! ولی اغلب ایشان عبرت نمی گیرند و متوجه این معضل اجتماعی نیستند!؟
  متاسفانه امیدی نیز به بهبود وضعیت نمی باشد، زیرا نفرت به مشخصه اجتماعی و هویتی در جوامع مختلف تبدیل شده و واقعیتی غیر قابل تغییر، آن هم در قرن بیست و یکم گردیده است.
  انسانهای غرق در نفرت و تعصب تلقینی، هر عملی را موجه و انجام وظیفه ای در جهت مبارزه با انحراف، سالم سازی جهان و حتی خدمت به خداوند! تلقی میکنند!؟...
  ... اما آنسوی صحنه، ... وسوسه های شیطانی! ... کاملا" نمایان است ...
 
                                                                              <نوشته ی علی ضروری زنوز>

+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
پرنده و رنگهایش! نمایش فیزیکی شدن صفات اند،

 "صفت پرواز"، "صفت زیبائی"! و ...

اگر پرنده نبود، پرواز فهمیده نمیشد!

و اگر ترکیب رنگها نبودند، زیبائی درک نمیگردید!

صورتها! نمایش فیزیکی مدلهای منطقی و نرم افزارهایند! ...

بهشت! ... نمایش بخشی از صفات و جمال ... او ... است!

آیا باغ و بهشت عاشقان، خود معشوق نیست؟...


<نوشته ی علی ضروری زنوز>

 


برچسب‌ها: جمیل, جمال, صفات, توحید
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM